شبی در زير نور مهتاب يک زوج بعد از يک  مهمانی شبانه  سوار بر  موتور سيکلتشان به سوی خانه میرفتند.
گفت: میشه ارامتر برانی می ترسم
: ترس نداره که
: تو رو خدا اگه من رو دوست داری اروم تر برو.
:نه  نمی شه. اگه می خوای اروم تر برم کلاه کاسکت رو از سرم بر دار و من رو  ببوس و
بعد بزار سر خودت .
:ول کن خطرناک.
:نه اگه ميخوای  اروم برونم .  اگه من رو دوست داری زود باش ديگه.
:باشه.                             
       و او چنين کرد. کلاه را بر داشت. همسرش را بوسيد و کلاه را بر سر خود گاشت
و فردا  در قسمت حواث روزنامه صبح نوشته شد .
زن و مردی ديشب بعد از يک مهمانی خانوادگی در راه برگشت به خانه  بر اثر  بريدگی  ترمز موتور سيکلتشان دچار حادثه شده  و  مرد راننده به علت نداشتن  کلاه کاسکت  ضربه  مغزی شده و جان خود را از دست داده و همسر ايشان مجروح گرديده.

با تشکر از عباس..