و امروز
جانماز حوصله ام را روی زمين مرده پهن کرده ام
وسجده ی آشنايی و مصاحبت تو را به جای می آورم
تسبيح نفسهايم را دانه به دانه می اندازم
و با انديشه ای سرشار از بزرگی تو
از خود می پرسم:

کجاست قبله ی گمشده ی من؟؟؟