سلام! ای چشمان خیس و خسته از خوابم
سلام! ای لبهای دوخته از گفتنم
سلام! ای پاهای خسته از ساعتها پیاده روی ام
سلام! ای دستان خالی و پر از هیچم
سلام! ای دل قاچ قاچ و پر از زخمم
سلام! ای بغضهای فروخورده شده ام هر دم به هر دم
سلام! ای همه کسانی که دوستتان داشتم
سلام! ای کسی که دوستت دارم
سلام! ای خدایی که تو هستی و جواب سلام نمیدی

ما بر آنيم که دنيای پيرامون خويش را زيبا جلوه دهيم
سعی است بس بيهوده و دروغين.
زشت ترين اعمال در وجود ماست نه طبيعت
راهی را که در پيش گرفته ام به فراموشی نمی سپارم 
اينجا تنها يک دايره ی بزرگ است
شامل آب و خاک و هوا
نيازمند ذره ای مهر و صداقت.
 
 می‌خوام همه آينده‌ام رو فدای گذشته کنم اينو بهت ميگم که بدونی
اينو بهت ميگم که معنی بی خوابی رو بفهمی
اينو بهت ميگم که معنی صبر کردن صبر کردنو حرفی نزدن به دل اميد دادنو بفهمی
اينو بهت ميگم که معنی هر شب از کوچه خاطره گذشتن و تو روئيا غرق شدن با چشمای خيسو به فهمی  ...
دست نوشته يک عاشق...