خدا رو شکر می کنم که فرصت دوباره ديدنت رو به من داد...

اما حيف....حيف که نمی تونم به خوبی از فرصتهام استفاده کنم...

می دونم...شايد ديگه از اين فرصتها نصيبم نشه...اما آخه چی کار کنم؟

به قول بنيامين تا ميام بهت بگم که دوستت دارم زبونم می گيره...

مهم نيست...مثل هميشه خودم و تسليم سرنوشت کردم...می دونم که هرچی بخواد بشه می شه...

شايد فردا بهت بگم.

 شايد...