سلام.
توی این مدتی که نمی نوشتم اتفاقات زیادی برام افتاد.اتفاقاتی که هم خوب بود هم بد...
راستش بالاخره بهش گفتم...بهش گفتم که دوستش دارم...چون رووم نمی شد بهش بگم از طریق نامه احساسم رو بهش گفتم.
.اما اون قبول نکرد
حتی حاضر نشد حرف هامو بشنوه.
راستش حالا دیگه احساس آرامش می کنم.چون بالاخره تونستم احساسم رو بهش بگم .چون حالا دیگه میدونه که دوستش دارم
..
هنوز به آینده امیدوارم...