تقریبا یک سال هست که گورستان رو راه انداختم. توی این یک سال خیلی از عشقم گفتم.حسم رو بهش گفتم.حتی خاطراتی که باهاش داشتم رو هم تعریف کردم.تا اینکه چند وقت پیش فکری به کلم زد.به خودم گفتم چطوره از یه دوست هم بخوام نظرشو درباره من و ... بگه. ببینم از نظر اون  کارهایی که تاحالا کردم درست بوده یا نه. باید یه نفری رو انتخاب می کردم که من و ... رو خوب بشناسه.

پیمان...آره خودشه.

دقیقا از وقتی با ... آشنا شدم پیمان هم تو کلاسمون بود و از همه چیز خبر داشت.

بهش گفتم.قبول کرد. قرار شد از این به بعد اون هم درباره ما مطلب بنویسه.

پیمان . به گورستان خوش آمدی...