سلام. خوش اومدید.صفا آوردید.

خواهش میکنم بفرمایید.

امروز به ۲ تا جشن تولد دعوت شدید. تولد خودم و تولد این وبلاگ.شمع ۱۹ سالگی رو در حالی فوت میکنم که گورستان یک ساله شده.

(یک سال گذشت.چه زود...انگار همین دیروز بود. دلم گرفته بود. تصمیم گرفتم یه وبلاگ راه بندازم تا حرف های دلم رو راحت بتونم توش بزنم. اون موقع هنوز با ... آشنا نشده بودم.هر از چند گاهی تو دانشگاه میدیدمش. هیچ وقت فکر نمی کردم اینقدر بهش علاقه مند بشم...)

بگذریم...

تو این ۱۹ سال بهترین زندگی رو داشتم.خدا رو شکر. هیچ وقت احساس کمبود نکردم.

فقط جای یک نفر تو زندگیم خالیه.کسی که بهش ابراز علاقه کنم و در مقابل اون هم دوستم داشته باشه.

همین.