عطر اسپرسو

چندروز پیش یکی از کارگرها صدام کرد. منم طبق عادت برگشتم سمتش و گفتم جانم؟ چندلحظه موند بعد لبخند اومد روی لبش و گفت: آقای فلانی، واقعا عشق میکنم وقتی شمارو میبینم.تحت هر شرایطی لبخند روی لبتونه .... . راست میگفت. ناخواسته همیشه در مواجهه با دیگران لبخند رو لبمه،مخصوصا کارگرها. حتی وقتی از درون خسته ام. خودمو دوست دارم، میدونم وقتی لبخند داشته باشم بقیه تیم آرامش دارند. نزدیک پنجاه نفر کارگر بطور مستقیم زیر دست من هستند، از همه نوع فرهنگ و رفتار. اما احترام حرف اول رو میزنه. خداروشکر که روابط خوبه... . دیشب پدر داشت با یکنفری که نمیخوام اینجا اسمشو بیارم حرف میزد. طرف از مدیران ارشد وزارتخونه بود. بعد حرف من شد و اینکه من از عهده فلان کار برمیام یا نه... . غریبه نیستید، بیشتر از وزارتخونه دوست دارم ی کافه داشته باشم همچنان. ی کافه که توش صدای خولیو پخش میشه، فضای دنج و دوست داشتنی با عطر اسپرسو

/ 1 نظر / 19 بازدید
مه سو

ان شا الله یه روز آرزوتون برآورده میشه....شاید به عنوان کار اصلی...شایدم در کنار کار اصلیتون......[لبخند]