عجیب غریب

سلام. خوبید؟

این روزها روزهای عجیب غریبیه. از اونجایی که به روزمرگی و کار روتین راضی نیستم دارم یک کار بزرگ انجام میدم. دارم برای مجموعه خودمون تولد دوسالگی ترتیب میدم. یک تولد فوق لاکچری... . از اینا بگذریم.به وقتش میام و میگم. این روزا برنامه ریزیهای اولیه رو دارم. یک بخشش دعوت مهمانهای خاص هستش. افرادی که بعدها خیلی به درد افکارم خواهند خورد. یک گروه از این مهمونها، مدلهای شناخته شده هستند و این روزها تمام وقت من رو به خودشون اختصاص دادند. اینه که میگم روزهای عجیب غریب. طبیعتا خیلی ها دوست دارند باشند. من هم دوست دارم یک سری حتما باشند. حالا این وسط باید یک سیاستی اتخاذ بشه طبیعتا. مثلا فکر کنید ی برنامه تلویزیونی گلزار رو دعوت کنه. میره؟ معلومه نه. مگر اینکه ی پول خوب وسط باشه یا ی موقعیت عالی. 

حالا منم دارم از اینجور کارها انجام میدم. افرادی که با هم در تماسیم از بهترینهای دنیای مد هستند که کلی طرفدار دارند.

دیروز یکیشون اومد هتل. مشخصات کامل نمیدم، اما اسمش بهار هستش. قبلش با هم صحبت کرده بودیم، من یک حال اساسی بهش دادم و هماهنگیهارو انجام دادم تا تبلیغ دوتا از محصولات جدیدش رو توی مجموعه ما انجام بده. که انجام شد. بعد که عکاس عکسهاشو گرفت و کار تموم شد نشستیم و درباره دنیای مد حرف زدیم. و من هم نقشه هام رو برای تولد گفتم. استقبال کرد. 

خیلی کار دارم برای انجام. چندساعت پیش هم مدیر مجله کی..ک بهم زنگ زد. کلی صحبت کرد که کار دعوت مهمونها و تبلیغات رو تیم اونا به عهده بگیره.

خلاصه الان وسط سبک زندگی آدمهایی هستم که متفاوت هستند با آدم های اطرافمون

 

/ 1 نظر / 53 بازدید
آسمان

سلام. چقدر خوب. این زندگی متفاوت شما ؛ ما رو هم به وجد میاره که نداریم