دلشاد

خیلی حال خوبی بود.

وقتی حتی الان هم بهش فکر میکنم دلشاد میشم.

توی خواب دیدم که یکجای خیلی خوب هستم. مثل یک هتل مجلل وسط بهشت.

خوشحال بودم از اینکه من رو به اونجا دعوت کرده اند. توی خواب چندنفر دیگه رو هم دیدم که میشناختمشون. حس میکردم که تمام خستگیهام داره از بین میره.

توی خواب به خودم گفتم: نکنه دارم خواب میبینم! غصه ام گرفت. بعد توی خواب از خواب بیدار شدم و دیدم هنوز همونجا هستم. چقدر خوشحال بودم.


وقتی صبح چشم باز کردم و دیوار اتاقم رو دیدم ناراحت شدم. اما حس کردم دیگه خسته نیستم. حتی هنوز هم که به یاد خوابم میوفتم حالم خوب میشه. آخرین باری که یک خواب حالم رو خوب کرده بود مربوط میشد به وقتی که خواب بهار رو دیدم.


نمیدونم تعبیرش چیه. اما شاید ی سفر بتونه کمی حالم رو جا بیاره.

پی نوشت: عکس رو چندروز قبل توی اوج خستگی و مریضی گرفتم.

/ 0 نظر / 22 بازدید