جای منم خالی کنید

مدیر قبلی همین دو سه ماه پیش بود که داد کل اتاقش رو بازسازی کنند و حالا اونجا شده اتاق من. ی رنگ صورتی یواش هم روی دیوار خورده شده که روزای اول مسخره اش می کردم که رنگ اتاق دخترای مقطع راهنمایی هستش. و حالا هر روز جلوی چشمم هستش. اتفاقا خیلی هم خوبه. اتاقیه که آرامش میده بهم. دیروز به سید گفتم: دیگه توی این اتاق کسی سیگار نمی کشه. درحالی که داشت اتاق رو تمیز می کرد گفت آره بخدا. بعد اضافه کردم: مگر اینکه فشار کار من رو هم سیگاری کنه ...

مدیر قبلی با خنده میگفت: تا وقتی سیگار نکشی مدیر به حساب نمیای.

کل زندگی تکنولوجی فکره به خدا. روزای اولی که اومده بودم سر کار با دیدن مدیر فکر می کردم چقدر لباس فرمش شیکه. منم میخوام از ایناااا. حالا همون لباس تن من هستش ...

به هم ریخته هستم. امشب شب تولدمه و هیچکدام از برنامه هام درست پیش نرفت. چندماه بود که برنامه ریزی کرده بودم امشب پاریس باشم. توی کافه فلور توی بلوار سن ژرمن. یا کافه لادور و اون ماکارون های مجذوب کننده اش توی شانزالیزه...

نشد.

بعد از چندماه برنامه ریزی همه چیز کنسل شد. حتی نشد مثل پارسال برم استانبول. حتی ی جای نزدیک.

این مقام جدید نذاشت حتی بتونم پامو از تهران بیرون بذارم. صلاح نبود اول کاری چندروز برای خودم باشمو بگم گور پدر دنیا. باید بمونم و مراقب کارخونه باشم.

وقتی برنامه ریزی میکنی و نمیشه فقط باید گفت: الخیرو فی ما وقع.

پیمان و مریم دارن میرن استانبول. خوشبحالتون رفقا. جای منم خالی کنید. 

/ 5 نظر / 15 بازدید
مه سو

تولدتون مبارکا باشه!!!!!!!! انشالله چند ماه دیگه یه برنامه برای سفرتون بذارین...شایدم چند ماه بعدترش یعنی تولد بعدیتون.... هر سال که قرار نیست خارج باشین!!! یه دفعه هم کنار خانواده....[نیشخند] به این فکر کنین که وقت برای کنار خانواده بودن کم هست...وقتی کسی توی زندگیتون باشه و مجرد نباشین نمی شه اونجور که باید در کنار خانواده جشن بگیرین... انشالله این ورق از زندگیتون پر از موفقیت و شادی های بیشتر باشه....

مهاجر زمان

سلام تولدتون مبارک یادم نبود چندم بهمنید دقیقن حدودشو میدونستم خیلی خیلی مبارک باشه به این همه حسای خوب فکر کنید که با کارتون واستون پیش میاد و فکر کنید خدایی نکرده ممکن بود الان مثل من بیکار بودید و بعد چندین سال بچرخید تو خیابونا! میدونم که مثل همیشه شاکر هستید و خداروشکر میکنم انقد اوضاعتون خوووووووووووووبه ایشالا به ارزوهای خیلی بزرگتونم زودتر میرسید مخصوصن اون عشق جاودان :)

اسکارلت

به زودی فرصت رفتن پیدا میکنی. سخت نگیر.همه چیز عالی خواهد شد[چشمک]

مهاجر زمان

بیکار چون بیکارم چون از همه محیطای کثیف خسته شدم دیگه سنم اونقد نیس که حوصله سرو کله زدن با ادم بدا رو داشته باشم اونم ن بخاطر اینکه بخوام اونا رو تغییر بدما نههههههه اصن من کی باشم بخوام این کارو بکنم فقط و فقط میخوام خودم ادم باشم بهم کاری نداشته باشن بخدا فقط همینننننننن دیگه سنم رفته بالا حوصله ندارم واقعن دلم یه جای نسبتن اروم میخواد که فقط فکر کار باشم و حسابی توش زحمت بکشم و مث همیشه تا وقتی خوابم ببره بازم به راه بهتر شدن کار فکر کنم ولی فقط همین باشه همه فکرم چیز زیادی نمیخوام فقط الان ارامش میخوام واسه کارم