آشنا

امروز وقتی ماشین رو پارک کردم و داشتم به سمت محل کار میرفتم متوجه نگاه ی دختر شدم. هرچقدر بهش نزدیک میشدم میدیدم لبخندش داره بزرگتر میشه و نگاهش نافذتر!

سرم رو انداختم پایین و گفتم لابد پشت سرم کسی هست و با اونه.

تا نزدیکش شدم یهو با صدای بلند گفت: من شما رو مییییشناسم!

دومتر پریدم بالا و گفتم: منو؟

گفت : بله. من از فالورهاتون هستم توی اینستا!

خندم گرفت و رفتم سمتش. پرسیدم: مطمئنی؟

گفت: بله. مگه شما همینجا کار نمیکنی؟ چندوقت قبل هم ی عکس از مغازه عطرفروشی گذاشتی.

با خنده گفتم: کل زندگیمم میدونید پس.

گفت بله، اینم صفحتون. و نشونم داد.

با خنده گفت: خیلی هیجان زدم. تاحالا اینطوری نشده بود.

وقتی صفحشو دیدم متوجه شدم دختر یکی از مربی های معروف حال حاضر فوتبال هستش و خودش از بازیگرهای تئاتر.

اتفاق جالبی بود

/ 0 نظر / 64 بازدید