عزیزم سلام. امیدوارم که خوب و تندرست باشی. الان که داری این متن رو میخونی من توی تعطیلات تابستونی کارخونه امون به سر میبرم. دوست داشتم برم روسیه رو ببینم، پدر میگفت خیلی زیباست، مخصوصا سنپطرزبورگ. اما قسمت نشد. رفیقم توی آژانس گفت دیر اقدام کردی. حالا نمیدونم ی جایی که ویزا نخواد برم یا نه. ترکیه، دبی ... . البته دبی رو دوست ندارم. تو چیکارا میکنی؟ اگه دعوام نمیکنی باید بگم چند شب پیش به ی پارتی دعوت شدم و از اونجایی که اصلا رو به راه نبودم، برای تنوع رفتم. اول قرار بود توی دماوند باشه اما بعد افتاد توی قیطریه. رفتم یکم موزیک دی جی گوش کردم و برگشتم. نه رقص با دخترها نه مشروب. توی این چیزها مواظبم، خیالت راحت. ممم ، دیگه نمیدونم از چی برات بگم، کاش بودی تا تو برام حرف میزدی

/ 1 نظر / 5 بازدید
اسکارلت

داری با خودت چیکار میکنی پسر؟؟؟؟ بازم نامه بی مخاطب؟؟؟؟؟ خودتو رها کن بهترینها پیش میادش. شک نکن... خیلی گرفتار بودم گرفتار روزمرگی ... امروز از صبح به دلم افتاد بهت سر بزنم