سرگرم

از توی دفتر کار، تمام شهر زیر پام هستش. به شهر خیره میشم و میرم توی فکر.

خیال می کردی اگر کمرنگ باشی، اگر نباشی، اگر بری همه چیز تموم میشه. فراموش میشی.

سال ها گذشته. بی خبرم ازت و تو بی خبر از من. تو زندگی خودت رو داری و من زندگی خودم رو.

اون زمان که بودی سرگرم و دلگرم به بودنت بودم. الان سرگرم نبودنتم

/ 0 نظر / 49 بازدید