لبخند

امروز امتحان ریاضی داریم... اصلا با این درس حال نمی کنم.آخه یه گرافیست چه نیازی به آنالیز و ماتریس داره؟

ساعت ۸:۳۰ میرسم دانشگاه. میگن امتحان ساعت ۱۰ شروع میشه.تو این فرصت با رضا و آرش صحبت میکنم.(درباره شرکت در مسابقه  فوتبال دانشگاه)

ساعت طرفهای ۹:۳۰ هستش.میریم سمت کلاس. ردیف آخر کلاس و پیش رضا میشینم(ریاضیش خوبه). استاد در اولین اقدام جای منو عوض میکنه. (چه بد بیاری).رفقا به خاطر شانس گندم میزنن زیر خنده . صورتمو طرف ... بر میگردونم.زیر چشمی داره نگاهم میکنه.

ساعت ۱۲ ظهره.امتحان تموم میشه. امیدوار کننده بود. میام سمت راهرو دانشگاه.جلو در میبینمش.لبخند  میزنه...

301q9vl.jpg

/ 2 نظر / 12 بازدید
يکی مث تو

سلام وبلاگ قشنگی دارين خوشحال می شم به منم سر بزنيد

بالاخره تموم شد......يه روز برفی.ساعت ۱۰.آخرين امتحان.....آخرين نگاه ها......و دلتنگيهای من !