اخراجس ( اس جمع ! )

روز عجیبی بود.

دونفر اخراج شدند.

اولی بخاطر کم کاری و بازی کردن با آبروی کارخونه. 

خبر نداشت که دستش رو شده. خیلی عادی صداش کردم و بردمش به جایی که کم کاری اونجا رخ داده. یهو دید اونجا همه منتظرشند. مدیر تولید و ... . رنگش شد مثل گچ. از همونجا حکم اخراجش رو دادیم دستش. گناه داشت اما کم کاری کرده بود. از اعتمادمون سو استفاده کرده بود.

دومی بخاطر درگیری با یکی از بچه های کنترل کیفیت. اونم درست جلوی من. از صفر تا صد ماجرا جلوی من بود.

با هردو رفیق بودم اما دلیل نمیشه. حالا تا فردا ببینیم چی پیش میاد

/ 4 نظر / 8 بازدید
اسکارلت

داری اصول مختلف مدیریت رو از خودت بروز میدیااااا[چشمک]. این سختترین قسمتشه بنظرم. اونم برا تو که قلبت مهربونه

مه سو

سخته چشم نپوشوندن از عیوب دوست.... تصمیم خوبی گرفتین...

مهاجر زمان

هعی چه سخت لازمه یه جاهایی :) روزهای دیگه تون شاد باشه ایشالا

باران

عيوب ساخته كي ؟ براي نديدن عيوب هاي بزركتر شان 'شما از كدام بوته به عمل امديد؟