همزاد

توی زندگی من داستان های جالبی وجود داره که شنیدنیه.

مثلا نزدیک پنج شش سال پیش، وقتی تصمیم گرفته بودم تولدم رو در شهر استانبول بگیرم، بطور کاملا اتفاقی و جالب با دختری آشنا شدم که همزادم بود. یعنی دقیقا او هم در روز و ماه و سال تولد من بدنیا اومده بود و اتفاقا در روز تولدش در استانبول بود. البته بخاطر شغلش که مهمانداری بود به اونجا اومده بود.

اول فکر کرده بود دارم سربه سرش میذارم، آخه داستانمون واقعا جالب بود... .

از اون سال دیگه سلام و علیکمون برقراره و همیشه توی پروازها بهم محبت داره.

مثلا توی سفر دوسال قبل با اینکه خودش توی پرواز نبود اما سپرده بود تا وارد کابین شدم من رو به قسمت بیزینس کلاس ببرند.

و اینبار در موقع برگشت با هم همسفر بودیم.


/ 3 نظر / 99 بازدید
zasoma

سلام علیک و رحمت الله

alidanyal

اتفاقا آشناها هم گاهی میگن شبیهیم ‎:)‎