یکسال گذشت

خیلی وقت بود ی عکس از خودم نگذاشته بودما :)

امروز دقیقا اولین سالگرد روزیه که وارد خانواده هلال احمر شدم . روزای اول کارشناس کیفیت بودم و بعد به لطف خدا پست مدیریت گرفتم در کمتر از یکسال و شدم سرپرست تولید کارخونه. جایی که خیلی ها آرزوش رو دارند. خدایا شکرت

/ 4 نظر / 45 بازدید
مه سو

کارخانه؟!!!! هلال احمر؟!!!! جریان چطوریاس؟!!!! به هر حال روز خوبیه....تبریک..... عجب عکسی...عجب کشتی وایکینگ هایی!!!!!! اون سگ برا کیه؟!!!

تنها در گورستان

هلال احمر علاوه بر امدادرسانی، ی کارخونه بزرگ هم داره که محصولات مورد استفادشو خودش تولید میکنه یا صادر میکنه. مثل چادرهای امدادی برای زندگی آسیب دیده ها. یا پتو. یا لباس امدادگرها و ... . . اون سگه هم برای خودس داشت قدم میزد، بعد ازم خواست باهم ی عکس یادگاری بندازیم ‎;)‎

مه سو

خیلیم عالیییییییی.... جدا؟!!! نمی دونستم راجع به کارخونه شون...جالبه...چه کار خوبی...[لبخند]

دیوونه مهربون

ان شالله هر روز شاهد موفقیت هاتون باشیم... من امروز ارشیو خونی داشتم...از مسنجر گرفته تا ارشیو وب شما و نظرات وب خودم...