سالهاست خبری نیست

سلام.

الان توی یک کافی نت هستم در اسلامشهر!

کارهای مربوط به پایان نامه ام رو انجام دادم. چقدر عقبم ...

تلفنی با یک ناشر کتاب انگلیسی مربوط به هتلداری صحبت کردم. چقدر شناخته شده شده ام!

تلفنی با یک عکاس هماهنگی ها رو انجام دادم تا برای انجام عکاسی های مربوط به ماشین های آخرین مدل لوکس به مجموعه ما بیاد.

و در آخر اومدم گورستان. چقدر خوب که پرشین بلاگ تونست اشتباهش رو جبران کنه.

و باز سر زدم به وبلاگت .

سالهاست خبری نیست. حتی طاقت ندارم مطالب قدیمی ات رو بخونم. فقط سر میزنم. مثل یک آدم منتظر که مدام به خونه کسی که دوستش داره سر میزنه تا ببینه چراغاش روشنه یا نه. از سفر برگشته یا نه.

امیدوارم دیگه گورستان نیای و این مطالب رو نخونی. اینجا یک آدم دیگه ام. درواقع همونی هستم که بودم و میشناختی. با این تفاوت که غمگینم.

توی دنیای بیرون سعی میکنم بروز ندم. به تجملات میرسم. سرم رو گرم میکنم تا کسی چیزی نفهمه

/ 0 نظر / 24 بازدید