...

امروز از کارم استعفا دادم و از بچه ها خداحافظی کردم.

این که چرا و برنامم چیه بماند.

نکته اش توی لحظات اًخر بود.

یکی از دخترها که توی ی بخش دیگه مجموعه مشغوله بهم گفت: بیا بریم توی سالن کناری،کار دارم باهات.

دنبالش رفتم. کسی نبود. در رو بست. یکم نگاهم کرد با ناراحتی، بعد پرید توی بغلم.

بهش گفتم: نکن اینکارو، میان میگیرن میبرنتاااا. گفت مهم نیست!

راحت ده سالی ازم کوچیکتر بود.

بخاطر اخلاق و رفتارم میدونم خیلی ها بهم حس دارند،اما هیچوقت نذاشته بودم رابطه از کار فراتر بره.


/ 1 نظر / 49 بازدید