ته قلبم خالیه

عزیزم سلام.خوبی؟ منم خوبم، مثل همیشه ... . خوب که چه عرض کنم. احساس تنهایی آزارم میده. یکی دوساعتی هست که از مراسم عروسی رضا برگشتم. رضا دوست مشترک منو پیمان بود توی دوران کاردانی. اون زمان من و پیمان دنبال عاشق شدن بودیم.رضا اصلا. حالا رضا هم سروسامون گرفت. من همچنان تنها. به قول پیمان تنهایی خود خواسته. نمیدونم. هرچی که هست حس بدیه تنهایی. دیروز تنها بودم و دوست داشتم با عشقم بیرون برم، اما عشقی در کار نبود. تنها زدم بیرون. داستانش مفصله، بعدا برات تعریف میکنم چطور مثل یک شاهزاده اون شبم رو گذروندم. اما چه فایده، وقتی ته قلبم خالیه

/ 4 نظر / 67 بازدید
وبلاگ آموزش خیاطی لعیا

سلامممم[قلب][قلب][گل] وبلاگت خیلی جالبه لطفا به منم سر بزن اگه موافق تبادل لینکم هستی منو با اسم وبلاگ آموزش خیاطی لینک کن بعد خبرم کن منم لینکت کنم میسییییییییی[خجالت][خجالت][ماچ]

اسکارلت

اینم یه جورشه دیگه.... شاید اینطوری حس بهتری بگیری... ولی طولانیش نکن... این یه یادآوری دوستانه بود[گل]

مه سو

قلبم براتون گرفت اینجوری که.....ان شا الله زود هوای دو نفره تون واقعا دونفره شه...

مه سو

من برگشتم از سفر.....[نیشخند]پست قبل سفرم بود...داشتم سفرنامه ی طولانیمو تایپ میکردم...نصفشو نوشتم.....[نیشخند]