من منتظرم

بهار عزیزم

چقدر خوب که حواست هست. قابل اعتمادی. توی سرما و سختی های پاییز و زمستان، دلگرم به این بودم که انتظارم بی ثمر نمیمونه و سروقت میای.

چیز زیادی نمونده به رسیدنت. عزیزم، من منتظرتم.


پی نوشت: گاهی به خودم میام و میگم من دیگه کی هستم! چه حال عجیبی دارم! آخرین بار دیروز بود، وقتی دیدم ی پسر نمیتونه گاری دستیش که پر بود از چاقاله رو توی سربالایی هل بده و پشتش داشت ترافیک میشد. با کت و شلوار رفتم گاری هل دادم ‎:)‎ بعدش چقدر بهم تعارف کرد که چاقاله بردارم. برنداشتم

/ 2 نظر / 71 بازدید