تمام شهر

داشتم فکر میکردم که اگر میدونستم خونه قدیمیتون توی پاسداران کجا بود، چقدر خوب میشد. اونوقت دیگه بی هدف قدم نمی زدم. میومدم جلوی ساختمون سابقتون، و به پنجره اتاقت نگاه می کردم و تو رو تصور می کردم که روزی از اون به بیرون خیره می شدی.

الان مجبورم تمام شهر رو قدم بزنم

/ 0 نظر / 27 بازدید