ماجرای دیشب

سلام.

امروز نهمین روزی هست که در مسکو هستم.

در کل و بصورت خلاصه همه چیز عالی هستش. عکس مربوط میشه به کلیسای عیسی منجی که فوق العاده زیباست. اگر از داخل به سقفش نگاه کنید نقاشی خداوند رو میتونید ببینید که خیلی جالبه. دیشب این عکس رو طرفای ساعت ده انداختم.

مقصدم یک کلوپ معروف بود به اسم جیپسی. نمره ۹.۵ از ده رو گرفته. شب عجیبی و جالبی بود. من که خودم به شخصه اهل داستانی نبودم، ایستاده بودم ی گوشه و نگاه می کردم به موزیک دی جی و رقص جوان ها. اما خب، چون برای اونها خارجی بودم از همون اول تحویلم گرفتند.

یکی از دخترهاش میگفت ما از دخترهای شما خیلی زیباتریم، اینطور نیست؟

والا قصد مقایسه ندارم ولی انصافا خداوند توی خلقتشون نهایت وقت رو گذاشته. هم قد من و خوش استایل بودن. بعد ازم پرسیدن که دختراتون میتونن سیگار بکشند؟ عیب نداره؟ گفتم تا ده سال پیش عیب داشت ولی الان دیگه اکی هستش. بعد صحبت سر امنیت و ... شد.

در کل شب جالبی بود. مثل این فیلمهای گنگستری شده بود. من ی گوشه تکیه داده بودم و دستام توی جیبم بود، میومدن برام میرقصیدن من خیلی خونسرد فقط نگاه می کردم

/ 2 نظر / 85 بازدید